تبليغاتX

کد لوگوي سه گوش گوشه نما

مه رویان بستان خـــــــــــدا

امام سجّاد (علیه السّلام) مى فرمايند :اِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ اَنَّهُ يَكونُ فى آخِرِ الزَّمانِ اَقوامٌ مُتَعَمِّقوُنَ، فَاَنزَلَ اللهُ تَعالى «قُل هُوَ اللهُ اَحَدٌ» وَ الآياتَ مِن سورَةِ الحَديدِ اِلى قَولِهِ «وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدورِ»: خداى عزّوجلّ مي‌دانست در آخرالزّمان مردمانى ژرف كاو و موشكاف خواهند آمد، به همين دليل سوره ى «قُل هُوَ اللهُ اَحَدٌ» و آيات سوره ى حديد تا «وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدورِ» را نازل كرد.(کلینی، کافی، ج 1، ص 91) *** ائمّه(علیهم السّلام) شيعيان خود را از مراجعه به غير اهل بيت و پرورش يافتگان اين مكتب به شدّت منع می كنند. چنانچه امام كاظم(علیه السّلام) فرمودند :لا تَأخُذَنَّ مَعالِمَ دينِكَ عَن غَيرِ شيعَتِنا: معارف دين خود را جز از شيعيان ما مگير.(مجلسی، بحارالانوار، ج 2، ص 82) *** اميرالمؤمنين(علیه السّلام) به كميل فرمودند :يا كُمَيلُ لا تَأخُذ اِلّا عَنّا تَكُن مِنّا :ای کمیل! جز از ما مگير تا از ما باشى.( مجلسی، بحارالانوار، ج 2، ص 98) *** قرآن كريم مى فرمايد :مَن يَخرُج مِن بَيتِهِ مُهاجِرآ اِلَى اللهِ وَ رَسولِهِ ثُمَّ يُدرِكهُ المَوتُ فَقَد وَقَعَ اَجرُهُ عَلَى اللهِ :كسى كه براى هجرت به سوى خدا و رسولش از خانه ى خويش بيرون آيد، سپس مرگ او را دريابد، هرآينه پاداشش بر عهده ى خداوند قرار گرفته است.(سوره ی نساء، آیه ی 100) * براين اساس، سالكى هم كه به قصد سلوك الى الله از خانه ى نفس خويش خارج شود، اگر پيش از رسيدن به مقصد نهايى سلوك از دنيا برود، در قيامت به صورت انسان كامل و در شمار اهل كمال محشور مى شود و خداوند اجر سالكان به مقصد رسيده را به او عطا مى كند

 

http://ahlevelaa.persiangig.com/image/mrbkh/moloode-kaabeh.jpg

 

»رجب، ماه علی علیه‎السّلام و ماه تخلیه است؛ کعبه‎ی دل را با محبّت و ولایت علوی از بتها خالی کن.(مصباح الهدی، صفحۀ183) -------> (شرح استاد)

 

* در باطن آدمی:ابوبکر: مظهر قوّۀ (وهمیّه)، عُمَر: مظهر قوّۀ (غضبیّه)، عثمان: مظهر قوّۀ (شهویّه) و امیرالمؤمنین علیه السّلام: مظهر قوّۀ (عقلیّه) است.

 

»جزوه‎ی حدیث معرفت امیرالمؤمنین علیه‎السّلام به نورانیّت را در جانمازتان بگذارید و تا چهل روز، هر روز یک بار با توجّه بخوانید تا به خود امیرالمؤمنین علیه‎السّلام راه پیدا کنید.(مصباح الهدی، صفحۀ442) -------> (فایل گفتاری حدیث + فایل نوشتاری حدیث)

 

»در ایّام جوانی شبی در بیابان راه میرفتم و با خود فکر میکردم که این چیست که یک ساعت علی علی میگوییم و ساعت بعد، عمر عمر میگوییم و از پول و دنیا حرف میزنیم. (عُمْرِ دنیا یعنی عُمَر. یک «یا علی» که گفتی، عُمَر و عُمْرِ دنیا و دنیا و جهنّم، همهاش رفت که رفت.) به خودم میگفتم مگر قدّ علی و عُمَر، یکی در خوبی و دیگری در بدی، هم‎اندازه است که یک بار علی علی میگوییم و یک بار لعن به عُمَر میکنیم؟ به خودم گفتم آیا میشود ولو یک سر سوزن هم که هست، علی بلندتر باشد؟ گفتم خدایا میشود یک خرده هم که شده، علی بلندتر باشد؟ دیدم همه‎ی پیغمبران گفتهاند علی بلندتر است. من عرض کردم خدایا من همان یک خورده را که عُمَر آنجا وجود ندارد، دوست دارم. آنجا صلواتی است که در مقابلش لعن نیست. اصلاً یاد غیر از علی را نمیکنی که لعنش کنی. یک داغ را بر دل غیر میگذاری که حتّی با لعن کردن هم که شده، یادش کنی.(مصباح الهدی، صص 291 و 292 ) -------> (شرح استاد)

 

::: لعن و تبرّی در سلوک طریق عرفان

لعن و تبرّی آثار عمیق و عجیبی در پاک کردن وجود از پلیدی ها و آلودگی ها دارد. به تعبیر یکی از بزرگان اهل کمال، لعن استغفار خصّیصین هست. وقتی که انسان به لعن و تبرّی موجوداتی که جرثومۀ خباثت و تبلور شقاوتند می پردازد و صف خود را از آنها جدا می کند و به آنها دورباش می گوید، از خباثت و شقاوت پاک و منزّه می شود.

اساساً راه کمال انسان از طریق نفی و اثبات طیّ می شود. نفی آنچه باید ترک گفت و پسندیده نیست و اثبات آنچه باید به آن رسید و شایسته است. این نفی و اثبات در سطوح مختلف کمال، مظاهری دارد. در جملۀ لا اِلهَ اِلَّا اللهُ، ابتدا همۀ معبودهای دروغین بیرونی و درونی نفی شده و سپس بر معبود حقیقی تأکید می شود. به هنگام تلاوت قرآن کریم به دستور خود قرآن، ابتدا با گفتن اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ، انسان از شیطان به سوی خدا می گریزد و سپس با گفتن بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ، به آغوش خدا وارد می شود. به هنگام خواندن زیارتها، همچون زیارت عاشورا، ابتدا بر دشمنان اهل بیت علیهم السّلام لعن می کند و از آنها تبرّی می جوید، سپس به خود اهل بیت علیهم السّلام صلوات می فرستد و سلام می کند. سالک تا به مقصد نرسیده و به طیّ طریق مشغول است، یک پا به پشت سر و عقب دارد(پای نفی و خروج و لعن و تبرّی) و یک پا به پیش رو دارد و به جلو می گذارد(پای اثبات و ورود و سلام و صلوات) این جریان همچنان ادامه می یابد تا اینکه سرانجام به مقام توحید و فنای تامّ می رسد و غیر و غیریّت از میان بر می خیزد و جز حضرت حقّ هیچ برجا نمی ماند، نه سالکی، نه سلوکی و نه مسلکی، نه راه رونده ای، نه راه رفتنی و نه راهی. آنجا سلام و صلواتی است که لعن و تبرّی در مقابلش نیست، بسم اللّهی است که اعوذ باللّهی در برابرش نیست. حبّی است که بغض و دشمنی یی در مقابلش نیست و دیندار جز آن کس نیست که در راه خدا دوست می دارد و در راه خدا دشمنی می ورزد و دارای حبّ فی الله و بغض فی الله است. -------> (ادامه مطلب)

 

http://ahlevelaa.persiangig.com/image/mrbkh/ney.gif

http://ahlevelaa.persiangig.com/image/mrbkh/20091018112804723_m_masomeh88_icon.jpgقال الله سبحانه و تعالی فی قرآن الکریم:

 

*مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ؛ خدا از برای هیچ کس در اندرون او دو دل قرار نداده است.(احزاب/4)

 

*قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ؛ بگو: خدا، و همه کس را ترک کن.(انعام/91)

 

http://ahlevelaa.persiangig.com/image/mrbkh/20091018112804723_m_masomeh88_icon.jpgحضرت سیّدالشّهداء – روحی فداه – در دعای عرفه می فرماید:

 

«خداوندا! تویی که خانه دل دوستانت را از غیر خود پرداختی و آن را از اغیار بیگانه خالی ساختی تا بجز دوستی تو در آنجا نباشد و رو به غیر تو نیاورند و بجز تو را نشناسند.(بحارالانوار، ج 98، ص 226)

 

چشم را از غیر و غیرت دوخته *** همچو آتش خشک و تر را سوخته

 

http://ahlevelaa.persiangig.com/image/mrbkh/ney.gif

  

اعمال، مراقبات و مناسبت های تاریخی ماه رجب المرجّب

 

غربت امیرالمؤمنین(علیه السّلام)

 

غیرت و حمیّت دینی

 

سخن بی فایده گفتن 

 

امام هادی(علیه السّلام) و مبارزه با جریان های فکریِ انحرافی

 

حرکت عرفانی امام خمینی رحمه الله علیه

 

 

http://ahlevelaa.persiangig.com/image/mrbkh/ALI.jpg

 

http://ahlevelaa.persiangig.com/image/mrbkh/2_%282%29.gif

 

مدیریّت وبلاگ: یکی از شاگردان استاد طیّب |

 

 

يكى ديگر از روحيّاتى كه در اثر محبّت خدا و ثبات در توحيد و نيل به اطمينان و يقين به‌وجود مي‌آيد، از يك سو، بي‌اهمّيّت ديدن ظواهر دنيا و زهد و بي‌رغبتى به آن و از سوى مقابل، مهم تلقّى كردن باطن و آخرت و رغبت و اهتمام به آن است. 1

 

در نظر عارفان، دنيا تنها نمود و جلوه‌اى گذراست و همچون سرابى است كه تنها جلوه‌اى از آب دارد ولى از واقعيّت و خواصّ آب بى بهره است و تشنه‌اى را سيراب نمى كند.

به بيان ديگر دنيا و آنچه در آن ديده مى شود رؤيايى بيش نيست كه لحظاتى شخص را به خود مشغول مى كند و پس از بيدارى، اثرى از آن بر جا نمى باشد. پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم)  مى فرمايند:اَلنّاسُ نيامٌ فَاِذا ماتوا انتَبَهوا: مردم در خوابند و هنگامى كه به موت نايل شدند، بيدار مى گردند.2 آنچه شخص در خواب مى بيند رؤيايى بيش نيست. امام حسين(علیه السّلام) مى فرمايند: وَ اعلَموا اَنَّ الدُّنيا حَلوَها وَ مُرَّها حُلمٌ وَ الاِنتِباهُ فِى الآخِرَةِ :بدانيد شيرينى ها و تلخى هاى دنيا رؤياست و بيدارى، در آخرت است.3 امام باقر(علیه السّلام) نيز مى فرمايند: اَنزِلِ الدُّنيا كَمَنزِلٍ نَزَلتَهُ ثُمَّ ارتَحَلتَ عَنهُ اَو كَمالٍ وَجَدتَهُ فى مَنامِكَ فَاستَيقَظتَ وَ لَيسَ مَعَكَ مِنهُ شىءٌ. اِنَّما ضَرَبتُ لَكَ هذا مَثَلا ِلأَنَّها عِندَ اَهلِ اللُّبِّ وَ العِلمِ بِاللهِ كَفَىءِ الظَّلالِ :در دنيا همچون منزلى كه در آن فرود آمده‌اى و سپس از آن سفر كرده‌اى، منزل كن. يا با آن همچون مالى كه در خوابت آن را يافته‌اى و سپس بيدار شده‌اى و چيزى از آن در بيدارى با تو نيست، رفتاركن. بدين سبب اين مثال را براى تو زدم كه نزد اهل خرد و معرفت الله، دنيا همچون سايه ى درحال برچيده شدن است.4 و نيز مى فرمايند: هَلِ الدُّنيا اِلّا دابَّةٌ رَكِبتَها فى مَنامِكَ فَاستَيقَظتَ وَ اَنتَ عَلى فِراشِكَ غَيرَ راكبٍ :آيا دنيا جز مركبى كه در رؤيايت بر آن سوار شدى، سپس بيدار شدى در حالى كه در بسترت بودى و بر چيزى سوار نبودى، چيزى هست؟5

 

 

 

»دنيا قبر مؤمن است و قبر، يا روضهای از باغهای بهشت است و يا حفرهای از حفره‌های دوزخ؛ اِمّا رَوْضَةٌ مِنْ رِياضِ الجَنانِ وَ اِمّا حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النّيرانِ. ان‎شاءالله دائم از نار كم شود و همه را جنان در بر بگيرد.

 

»دنیا قبر مؤمن است. شیعیان امیرالمؤمنین علیه‎السّلام قبرشان همین دنیاست و لذا هر چه در روایات در مورد عالم قبر گفته شده است را میتوانند در زندگی دنیویشان پیدا کنند. در دنیا دو دسته افراد به سراغ مؤمن میآیند و معاشر او هستند؛ یک دسته کسانی که او را اذیت میکنند و غصّه‎دار و محزون میکنند، یک دسته هم کسانی که به او محبّت میکنند و به او بشارت میدهند و او را خوشحال میکنند. این دو دسته هم‌نشین و معاشر خوب و بد مال عمل خود آدم است. این رفیقها با هم مقابله میکنند و هر کدام که غالب شد، دسته‎ی مقابل بساطش را جمع میکند و میرود.

 

انشاءالله طوری عمل کنیم که رفقای خوب زیاد شوند. از خدا بخواه که رفقای اهل دنیا را کم کنی و رفقای خوبت را زیاد کنی. کسی که رفقای قشنگش بروند و آشغالها باقی بمانند، خیلی به او سخت میگذرد و اگر آشغالها بروند و قشنگها بمانند، خیلی به او خوش میگذرد. خدا دو قبر برای مؤمن قرار نمیدهد. اگر مؤمن حواسش جمع باشد و این را پیدا کند که همین دنیا قبر اوست، دیگر پس از فوت فشار قبر و حساب قیامت نخواهد داشت، ولی اگر این را نفهمد، همه‎ی آنها پس از فوتش برای او وجود خواهد داشت. انبیاء علیهمالسّلام خواستههای مردم را برمیآورند و فشار قبر را از مردم برمیدارند. کسی که حاجات کسی را برآورده کند، فشار قبر را از او برداشته است و خدا هم فشار قبر را از خود او برمیدارد.

 

نان نداشتن، پول نداشتن، قدرت نداشتن بر انجام کاری که فرد میخواهد انجام دهد، اینها فشار قبر مؤمن است. کمک کنید فشار قبر را از مردم بردارید، چون خدا فشار قبر را در دنیا و بعد از مرگ، از شما بر میدارد. اگر اشخاص بزرگ را شناختی و توانستی فشار قبر یکی از آنها را کم کنی، برای همه فشار برداشته میشود. انشاءالله خدا فشار قبر را در دنیا از همه بردارد.

 

 

- (دریافت فایل صوتی) شرح این فراز از کتاب گرانسنگ مصباح الهدی توسّط استاد مهدی طیّب [ حجم: 3.19 مگابایت و زمان: 27 دقیقه]

 

- (وصیّت نوشت): بر استماع فایل صوتی هر مبحث، توصیه و تأکید می شود.

 

+ (حدیث نوشت):قالَ سیّدنا رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم): اَللّهُمَّ لا تَجعَلِ الدُّنيا اكبَرَ هَمِّنا وَ لا مَبلَغَ عِلمِنا؛ خداى من! دنيا را بزرگترين خواسته ى ما و نهايت درك و دانايى ما قرار نده. (مجلسی، بحارالانوار، ج 92، ص 361)

 

---------------------------------------

پی نوشت ها:

1. از اینکه در آیه ی 7 سوره ی روم، آخرت نقطه ی مقابل ظاهر دنیا قرار داده شده است، می توان دریافت که آخرت، باطن و ملکوت عالم، و دنیا، ظاهر آن است. در نتیجه، برخلاف تصوّر عوام، دنیا و آخرت در امتداد زمانی هم نیستند که یکی پس ازدیگری به وجود آید؛ بلکه ظاهر و باطن عالمند که همزمان وجود دارند. شاهد گویای این حقیقت، بازدید پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در سفر معراج از بهشت و دوزخ است که نشان می دهد در آن زمان آن دو وجود داشتند.

2. مجلسی، بحارالانوار، ج 50، ص 134.

3. مجلسی، بحارالانوار، ج 11، ص 150 و ج 45، ص 90.

4. کلینی، کافی، ج 2، ص 133.

5. مجلسی، بحارالانوار، ج 70، ص 98.

 

 

»منابع: مصباح الهدی، مهدی طیّب، مبحث دنیا و آخرت، ص 142 و شراب طهور، مهدی طیّب، مبحث دنیا و آخرت در نظر اهل معرفت و زهد عارف نسبت به ظواهر دنیا، صص 183 و 190(با تلخیص)

 

 

 

عرصه ای برای ابراز ارادت به ساحت مقدّس و پاک هادی عالم و آدم آقا امام علی النّقی علیه السّلام 

 

 

مدیریّت وبلاگ: یکی از شاگردان استاد طیّب |

 

::: در محضر استاد مهدی طیّب :::

 

(ادامه‌ي حديث): وَ خُذ بِالاِحتياطِ في جَميعِ ما تَجِدُ إِلَيهِ سَبيلاً: در همه‌ى مواردى كه امكان‌پذير است، راه احتياط را اختيار كن.

 

»شرح استاد طیّب: نگاه‌ داشتن جانب احتياط

خوب است انسان لب مرز حلال و حرام راه نرود و تا حدّاكثر نقطه‌اى كه حرام نيست پیش نرود، كمى حريم نگه دارد و احتياط كند. كسى كه لب پرتگاه راه مي‌رود، خطر سقوط كردنش در پرتگاه بسيار زياد است؛ امّا كسى كه حاشيه‌اى يك مترى گذاشته و يك مترى لب پرتگاه راه مي‌رود، اگر پايش هم ليز خورد، زمين مي‌خورد؛ ولي ته درّه نمي‌افتد. امّا آن كه لب پرتگاه حركت مي‌كند، اگر پايش ليز خورد، به ته درّه سقوط مي‌كند و نابود مي‌شود.[1] از اين‌رو حضرت فرمودند: در همه‌ى اموری كه امكان‌پذير است، طريق احتياط را پيش بگير، تا لب مرز جلو نرو، طورى عمل كن كه اگر كمى عملت ناقص از كار در آمد، باز حدّاقل لازم تأمين شده باشد و عملت باطل نباشد.

 مي‌خواهى خمس بدهى، كمى بيشتر از حدّاقل بده؛ مي‌خواهى زكات بدهى، كمى بيشتر در نظر بگير؛ مي‌خواهى عملى انجام دهى، كمى بيشتر از حدّاقل آن مدّ نظرت باشد. چيزى كه بيشتر از حدّاقلِ لازم است، مستحب نام دارد. علّت اينكه به آن مستحب مي‌گويند اين است كه زمينه‌ساز جلب محبّت خدا به انسان است. چون آنچه واجب است، انجام دادن آن الزامي است. امّا آنچه را مستحب است، داوطلبانه عمل را انجام داده و به خدا هديه مي‌كنيم. وقتى فردي از شما طلب دارد، شما طلبش را به او مي‌دهيد، محبّتى در قلب او نسبت به شما ايجاد نمي‌شود؛ امّا وقتى فرد طلبى از شما ندارد، مثلاً كربلا كه مي‌رويد، يك مهر تربت اباعبدالله الحسين(علیه السّلام) براى او سوغاتى مي‌آوريد، اين هديه محبّت شما را در دل او ايجاد مي‌كند.

 شخصی که در عمل به احکام دین احتياط مي‌كند و به حدّاقل‌ها بسنده نمي‌كند، چون آنچه بيش از حدّاقل انجام مي‌دهد، مستحب و به‌منزله‌ي هديه است؛ مورد محبّت خداوند قرار می گیرد. علاوه بر آن در صورتی که اندکی هم كم عمل كرد، چون حدّاقل واجب را انجام داده؛ تکلیف از عهده اش ساقط است.

 اگر فرد در ركوع نماز يك بار گفت: سُبحانَ رَبّيَ العَظيمِ وَ بِحَمدِه و در سجده يك بار گفت: سُبحانَ رَبّيَ الاعليٰ وَ بِحَمدِه، اگر اين جملات درست ادا نشد، نمازش باطل است. نمازش مشكل پيدا كرده است. امّا اگر سُبحانَ رَبّيَ الاعليٰ وَ بِحَمدِه را چند بار گفت، يا همراهش سه بار گفت: سُبحانَ اللهِ، سُبحانَ اللهِ، سُبحانَ اللهِ؛ اگر سُبحانَ رَبّيَ الاعليٰ وَ بِحَمدِهِ اوّلي ايراد داشت، اين تكرار یا ذکر بعد، آن نقص را جبران مي‌كند؛ امّا اگر به حدّاقل بسنده كرد و آن حدّاقل ايراد پيدا كرد، نماز باطل مي‌شود.

در عمل به احكام خيلى بي‌‌محابا و متجرّى نباشيم كه تا لب مرز حرام يا بطلان پيش برويم. فكر نكنيم اين شجاعت است كه آدم تا لب مرز برود. كمى احتياط كنيم.

اگر حرمت موسيقي‌اي براى انسان يقينى نباشد، امّا يقينى هم نباشد كه حلال است، واجب كه نيست اين موسيقى را گوش كند. صرف نظر کند. شب اوّل قبر نكير و منكر از او توضيح نمي‌خواهند كه چرا اين آهنگ را گوش نكردى. لذا ضررى نكرده است. وقتى انسان مي‌بيند جاى احتياط دارد، خوب است احتياط كند. اين لباسى كه مي‌خواهى به تن كنى، اگر براي تو يقينى نيست اين نوع لباس پوشيدن حرام است، مثلاً لباس شهرت است يا حدّ حجاب در آن رعايت نشده است؛ امّا احتمال مي‌دهى كه ايرادى داشته باشد؛ مصلحت در اين است كه آن لباس را نپوشى.

 اگر انسان كمى بيش از حدّاقل عمل كند، يعنى به احتياط عمل كند، اطمينان بيشترى نسبت به انجام تكليف و وظيفه به دست مى‌آورد.

 

+صحیفه نوشت(دعای 20): قال امام سجّاد علیه السّلام: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَبَلِّغْ بِايمانى اَكْمَلَ الْايمانِ، وَاجْعَلْ يَقينى اَفْضَلَ الْيَقينِ، وَانْتَهِ بِنِيَّتى اِلى‏ اَحْسَنِ النِّيَّاتِ، وَ بِعَمَلى اِلى‏ اَحْسَنِ الْاَعْمالِ؛ بارخدايا بر محمد و آلش درود فرست، و ايمانم را به درجه كامل‏ترين ايمان رسان، يقينم را برترين يقين گردان، و نيتم را به بهترين نيت‏ها منتهى ساز، و كردارم را به بهترين كردارها تبديل كن.

 

 

+ حدیث نوشت:قالَ الاِْمامُ الْعَسْكَرى(عليه السّلام): «أَوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، أَعْبَدُ النّاسِ مَنْ أَقامَ عَلَى الْفَرائِضِ أَزْهَدُ النّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرامَ، أَشَدُّ النّاسِ اجْتَهادًا مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ.»؛پارساترين مردم كسى است كه در هنگام شبهه توقّف كند. عابدترين مردم كسى است كه واجبات را انجام دهد. زاهدترين مردم كسى است كه حرام را ترك نمايد. كوشنده ترين مردم كسى است كه گناهان را رها سازد. (انوارالبهیه،  حاج شیخ عباس قمی (ره)، صفحه 351) 

 

.....................................................

پی نوشت:

1. ن. ک. به: مهدی طیّب، سرّحقّ، ص 120 و مهدی طیّب، شراب طهور، ص 275 و 276 و مهدی طیّب، حجاب و حقوق زن در ترازوی اندیشه و ایمان، صص 41 – 44.

 

 

» منبع: کتاب حدیث دوست، مهدی طیّب، صص 141 تا 144

 

مدیریّت وبلاگ: یکی از شاگردان استاد طیّب |

 

ختم سوره ی واقعه

 

» علّامه مجلسی در زادالمعاد از حضرت سیّد سجّاد علیه السّلام روایت کرده است که فرمودند چون اوّل ماه هر شهر (ماه قمری) به روز دوشنبه قرار گیرد شروع به خواندن سوره ی إذا وقعت الواقعه بنما تا چهارده روز، روز اوّل یک بار و روز دوّم دو بار تا چهارده بار این سوره را بخوان. خواندن این سوره بدین ترتیب موجب توسعه ی رزق و آسانی کارهای زندگی و حلّ مشکلات و اداء دیون و برای هر حاجتی مجرّب است. علّامه مجلسی  می گوید مکرّر تجربه شده و به نتیجه رسیده است.

» دعای ختم هر روز یک بار پس از خواندن سوره ها و دعای روزهای پنجشنبه(چهارم و یازدهم) یک بار پس از خواندن سوره ها و دعای ختم خوانده شود.

 

 

- (حدیث نوشت): قال الامام السجادعليه السّلام: المؤمِنُ مِن دُعائِهِ عَلي ثَلاثٍ: إِمّا أن يُدَّخَرَ لَهُ، و إمّا أن يُعجِّلَ لهُ و إمّا أن يَدْفَعُ عنهُ بلاءً يُريدُ أن يُصيبَهُ؛امام سجاد - عليه السّلام - فرمود: دعاهاي مؤمن بر سه گونه است: يا براي او ذخيره مي شود و يا سريعاً اجابت مي شود و يا به واسطة آن دعا، بلائي كه قرار بود به او رسد از او برطرف مي گردد. « تحف العقول، ص 280»

 

+ دوشنبه 4/2/91: آغاز ماه جمادی الثّانی با روز دوشنبه (ختم واقعه)

+ جهت دریافت فایل مربوطه در فرمت PDF  لطفاً (کلیک)  نمائید.

+ جهت دریافت فایل مربوطه در فرمت Picture  لطفاً (کلیک) نمائید.

+ سروران گرامی! طریقه ختم سوره واقعه مشابهتی با سایر ختومات گروهی مثل ختم قرآن کریم یا ختم صلوات و ... ندارد و امری کاملاً فردی می باشد.

- التماس دعا

* همچنین

 به مناسبت ایّام شهادت بانوی دو عالم برگزار می گردد:

سخنرانی استاد مهدی طیّب پیرامون شخصیت والای حضرت زهرا(سلام الله علیها)

سه شنبه، 5 اردیبهشت، ساعت 15 – 13:30، دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، تالار شهید جوزی [برای کسب اطّلاعات بیشتر لطفاً(کلیک نمایید)]

 

مدیریّت وبلاگ: یکی از شاگردان استاد طیّب

 

::: عارفانه های حاج اسماعیل دولابی(ره) :::

 

 

 

 

» هنگام بلا، حیله نزن که بدتر میشود.

» در آتش سختیها، خوب تحمّل داشته باشید تا درست پخته شوید.

» کثرت، غم‎آور است و توحید، قاتل غم.

» وقتی مأنوس آدم همراهش است، پس چرا دیگر جوش میزند؟ مأنوست خالقت است، مگر میشود تو از او جدا باشی؟

» در سیر ایمانیِ خود، وقتی حجّت خدا را ملاقات کردی، به سکون و آرامش میرسی؛ به نحوی که اگر آسمانها و زمین زیر و رو شود، تکان نمیخوری. صاحب این مسکن امام زمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه است. المُؤْمِنُ کَالْجَبَلِ الرّاسِخِ لا تُحَرِّکُهُ الْعَواصِفُ: «مؤمن مثل کوهِ پایدار و مستحکم است که بادهای تند آن را تکان نمیدهند». قرآن فرمود: وَ الْجِبالَ اوْتاداً: «و کوهها را میخهای خیمه‎ی زمین قرار دادیم». وقتی مؤمن روی زمین مینشیند، همه را آرام میکند. آرامش کوهها و زمین هم به وجود مؤمن است. هر کس با او یگانه باشد و با او بنشیند، هر چه هم که غصّه و حزن و اندوه داشته باشد، تا با اوست، اثری از آنها در او وجود نخواهد داشت و به او صدمهای نمیزنند. مؤمن مثل درختهای صحرایی است که تندبادها آن را محکم و استوار کرده است. مؤمن اگر ابتلائات دنیا را به خاطر ایمان تحمّل کند و طاقت بیاورد، قوی میشود و هنگام بادهای تند حوادث، هر چه هم که حوادث سختی مثل زلزله و سیل و قحطی و گرانی و... بیاید، خودش ذرّهای تکان نمیخورد و آرام مینشیند و دیگران به او پناه میبرند و آرامش مییابند.

غصّههای دنیا را به کسی نگو. با بزرگان بنشین، غصّهات از بین میرود. در مجلس عزای امام حسین عليه‌السّلام بنشین، غصّهات زایل میشود. بشر به خاطر فراموش کردن خدا و ضعف ایمان آن‌قدر ترسو شده است که میگویند دو نفر که با هم راه میرفتند، صدای شلیک گلولهای را شنیدند. یکی از آنها به دیگری گفت: تیر به تو خورد؟ او گفت نه، اوّلی گفت پس حتماً به من خورد؛ افتاد و مُرد. اگر رفیقش یک مؤمن قوی بود، میگفت به من خورد؛ تو بنشین، چیزی نیست. قیمت انسان به سکون اوست. به خودت کمک کن. چرا هِی به این در و آن در میزنی و به این و آن میگویی؟ یک «عیب ندارد» به خودت بگو. بگو اینکه چیزی نیست. با همین حرف همه‎ی آن غصّهها و ترسها باطل میشود.

 

 

- (دریافت فایل صوتی) شرح فرازهای این مبحث توسّط استاد مهدی طیّب از کتاب گراسنگ مصباح الهدی [حجم: 6.97 مگابایت و زمان: 20:19 ] 

 

- (وصیّت نوشت): بر استماع فایل صوتی هر مبحث، توصیه و تأکید می شود.

 

+ دعا نوشت(دعای 22): قال امام سجّاد علیه السّلام فی صحیفة السجّادیّه: اَللَّهُمَّ لاطاقَةَ لى بِالْجَهْدِ، وَ لاصَبْرَ لى عَلَى الْبَلاءِ، و لاقُوَّةَ لى عَلَى الْفَقْرِ، فَلاتَحْظُرْ عَلَىَّ رِزْقى، وَ لاتَكِلْنى اِلى‏ خَلْقِكَ، بَلْ تَفَرَّدْ بِحاجَتى، وَ تَوَلَّ كِفايَتى؛ خداوندا، مرا طاقت بر سختى و مشقت، و شكيبايى بر بلا، و قدرت بر تنگدستى نيست، پس روزيم را منع مكن، و مرا به خلق خود وامگذار، بلكه خود به تنهايى نيازم را برآور، و خودت كارساز من باش.

 

----------------------------------  

»منبع:مصباح الهدی، مهدی طیّب، مبحث کاستیها و ابتلائات، غمها و نگرانیها، صص 63 و 64

 

 

مدیریّت وبلاگ: یکی از شاگردان استاد طیّب |
 

 

::: عارفانه های حاج اسماعیل دولابی(ره) :::

 وقتی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در مدینه به نماز میایستاد، پنج نور از ایشان در آسمان مدینه پخش میشد؛ نورهای سفید و زرد و سبز و قرمز و سیاه. نور سفید، زیبایی است ولی مربوط به اوّل راه است. نور سیاه از همه افضل است و نور معرفت است و آنجا دیگر غیر از خدا دیده نمیشود. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها هر پنج تجلّی را داشت.

 

» حوض کوثر مال حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها است. کوثر یعنی کثرات. کثرات مال خانم زهرا است. واحد مال خداست و کثرات مال حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها است و آن حضرت امور عالم کثرت را ردیف میکند.

 

» کوثر یعنی کثرت، یعنی آبش خیلی زیاد است؛ دوازده نهر از آن حوض منشعب شده است.

 

» همه‎ی دوستان اهل بیت، محرم حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها هستند و کسی که محرم آن حضرت باشد، به جهنّم نمی رود.

 

» مادر یواشکی جگرش و هستیش را به بچّهاش میدهد و دائم مواظب بچّه است که پدر را اذیّت نکند که پدر هم تلافی کند. خانم زهرا سلام‌الله‌علیها دوستان اهل بیت را خیلی دوست دارد و میگوید هر کس بچّههای مرا دوست بدارد، او هم بچّه‎ی من است. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها امّ المؤمنین است.

 

» در نوجوانی پدرم به من سفارش میکرد که با حیوانی که سوار میشوی، با مهربانی رفتار کن و حتّی‌المقدور آن را نزن، اگر هم احیاناً خواستی به او ضربهای بزنی، هرگز به صورت حیوان نزن. وجه و صورت محترم است؛ حتّی صورت حیوان. وجه مال وجه‌‌الله است. خدا لعنت کند کسانی را که به صورت دختر پیامبر سیلی زدند.

 

- (دریافت فایل صوتی) سخنان استاد طیّب پیرامون فرازهای فوق از کتاب گراسنگ مصباح الهدی [حجم: 6.89 مگابایت و زمان: 53:33 ] 

 

- بزرگواران! وصیّت مؤکّد می نماییم جهت بهره مندی بیشتر از مباحث، از استماع فایل های صوتی مربوط به آن، غافل مشوید.

 

+(حدیث نوشت): قالَتْ فاطمه الزهراء (علیها السّلام): إلهى وَ سَیِّدى، أسْئَلُکَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُکاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى أَنْ تَغْفِرَ لِعُصاهِ شیعَتى، وَشیعَهِ ذُرّیتَى؛ حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى که آن ها را برگزیده اى، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان، از تو مى خواهم گناه خطاکاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى. (کوکب الدّرىّ: ج ۱، ص، ۲۵۴)

 

+دعا نوشت(دعای 2): قال امام سجّاد علیه السّلام فی صحیفة السجّادیّه: وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى مَنَّ عَلَيْنا بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ - دُونَ الْاُمَمِ الْماضِيَةِ، وَالْقُرُونِ السَّالِفَةِ، بِقُدْرَتِهِ الَّتى لاتَعْجِزُ عَنْ شَىْ‏ءٍ وَ اِنْ عَظُمَ، وَ لايَفُوتُها شَىْ‏ءٌ وَ اِنْ لَطُفَ، فَخَتَمَ بِنا عَلى‏ جَميعِ مَنْ ذَرَأَ، وَ جَعَلَنا شُهَدآءَ عَلى‏ مَنْ جَحَدَ، وَ كَثَّرَنا بِمَنِّهِ عَلى‏ مَنْ قَلَّ. اَللَّهُمَّ فَارْفَعْهُ بِما كَدَحَ فيكَ اِلَى الدَّرَجَةِ الْعُلْيا مِنْ جَنَّتِكَ، حَتّى‏ لايُساوى‏ فى مَنْزِلَةٍ، وَ لايُكافَأَ فى مَرْتَبَةٍ، وَ لايُوازِيَهُ لَدَيْكَ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ، وَ لانَبِىٌّ مُرْسَلٌ، وَ عَرِّفْهُ فى اَهْلِهِ الطّاهِرينَ وَ اُمَّتِهِ الْمُؤْمِنينَ مِنْ حُسْنِ الشَّفاعَةِ اَجَلَّ ما وَعَدْتَهُ؛ سپاس خدايى را كه بر ما منّت نهاد به وجود محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در ميان امّت‏هاى گذشته و قرون سپرى شده، به قدرت و توانى كه از هيچ چيز هر چند بزرگ، ناتوان نباشد، و هيچ چيز هر چند كوچك از نظرش نهان نماند. و ما را خاتم همه امّتها قرار داد، و بر منكران حق و حقيقت گواه گرفت، و ما را از باب ايثار نعمت بر آنان كه اندك بودند فزونى بخشيد. بارالها، مرتبه‏او رابه‏سبب زحماتى‏كه در راه تو كشيد به بالاترين درجات بهشت بالا بر، تا اندازه‏اى كه هيچ كس در هيچ مقام و منزلت با او يكسان نباشد، و در هيچ مرتبه با حضرتش برابر نگردد، و در آستانت هيچ ملك مقرب و پيامبر مرسل با او برابرى نكند، و قبول شفاعتش را در اهل بيت پاكيزه‏اش و مؤمنان از امّتش بيش از آنچه به‏او وعده فرموده‏اى به او اعلام فرما.

 

----------------------------------

 

»منبع:مصباح الهدی، مهدی طیّب، مبحث اهل بیت(علیهم السّلام)، صص 295 و 296  

 

مدیریّت وبلاگ: یکی از شاگردان استاد طیّب |

تصویر ثابت